شهر فلسفه ایران
  • خانه
  • دپارتمان‌ها
    • آموزش
    • اندیشه
    • زبان
  • دوره‌های جاری
    • دوره های جامع
    • دوره های آزاد
  • اساتید
  • رویداد‌ها
  • انجمن دانشجویی
  • مقالات فلسفه
  • اخبار
  • درباره ما
  • 0
شهر فلسفه ایران

مرجع اصلی آموزش های آنلاین و حضوری فلسفه در ایران

  • 02122053556
  • خانه
  • دپارتمان ها
    • آموزش
    • اندیشه
    • زبان
  • دوره های جاری
    • دوره های جامع
    • دوره های آزاد
  • رویداد ها
    • دوره های آزاد
    • دوره های جامع
  • انتشارات
  • مقالات فلسفه
  • اخبار
  • درباره ما
  • تماس با ما
  • مقالات شهروندان
  • 1404-12-05

ضرورتِ «ترجمه‌ی جدید» از تشیع در عصر انسان سرگشته

ضرورتِ «ترجمه‌ی جدید» از تشیع در عصر انسان سرگشته

در دهه‌های اخیر، مسئله‌ی دین هرگز خود دین نبوده است؛ بحران، نه به آموزه‌ها، که به «چگونه‌گی روایت» برمی‌گردد. تشیع، همچون رودخانه‌ای زنده، از دل تاریخ عبور کرده است؛ اما آبی که به نسل‌های تازه رسید، گویی از چشمه‌ی اصلی جدا شده بود—بی‌جریان، بی‌بو، بی‌زلالی. مسئله این نیست که حقیقت خشکیده؛ بلکه آن‌ است که روایت‌گران، زبان جهان را گم کردند. گم‌گشتگی‌ای که نه توطئه بود و نه تصادف؛ بلکه پیامد طبیعی ناتوانی ما از «ترجمه‌ی سنت به انسان امروز» بود: انسانی که ذهنش شبکه‌ای است، نه خطی؛ احساسی است، نه صرفاً عقلانی؛ جوینده‌ی تجربه است، نه حامل حفظیات.

انسان عصر دیجیتال، دیگر در برابر کلمات می‌ایستد و سؤال می‌پرسد:«این معنا چگونه به زندگی من وصل و یا ارتباطی دارد؟»«آیا این روایت با رنج من آشناست و سخن می‌گوید؟» «آیا این زبان، ریتم جهان من را می‌فهمد؟»

ما اما ترجمه‌ای از دین عرضه کردیم که در حقیقت، ترجمه نبود؛ انتقال خام بود. خطابه‌ها نه آهنگ داشتند، نه عمق روان‌شناختی؛ نه فلسفه‌ی زیست‌جهانی را می‌شناختند، نه انسان سرگشته‌ی پساکلانسی را. گویی میراثی عظیم را در ظرفی کوچک و شکسته ریختیم و از نسل جدید انتظار داشتیم تشنگی‌اش را با آن فرو نشاند.

این گسست عظیم میان زبان سنت و روح انسان معاصر، نه ضعف در تشیع، که ضعف در «بیان» آن بود. تشیع، همچنان درون‌مایه‌ای اصیل دارد: عدالت علوی که از دل رنج‌ها برمی‌خیزد؛ اختیار انسان در برابر قدرت؛ مسئولیت اخلاقی در جهانی که بی‌حسی را ترویج می‌کند؛ مبارزه با جهل مقدس؛ ایستادن در برابر سنت‌های کرخت حتی اگر به قیمت تنهایی باشد. اما این حقیقت در دهه‌های اخیر بی‌صدا شد، زیرا پیامی که حامل داشت، «زبان» نداشت. گفتمان دینی، در همان زمانی گرفتار شد که جهان، زبانی جدید آفرید.

بحران، عمیق‌تر از آن است که به اشتباهات تبلیغی تقلیل یابد. این بحران ریشه در ساختاری دارد که سال‌ها از تربیت «اندیشمند» فاصله گرفت و به پرورش «حافظ» بسنده کرد. سال‌هاست که حوزه‌های علمیه ـ علیرغم میراث درخشان علمی ـ در برابر تحولات معرفتی جهان، نوعی کندی و احتیاط افراطی نشان دادند. آنان بیشتر به حفظ ساختارها فکر کردند تا به بازخوانی‌شان. بیشتر به تداوم خطابه‌ها دل بستند تا به نواندیشی. نتیجه آن شد که دستگاه عظیم دینی، در لحظه‌ای که بیش از هر زمان دیگری به «نظریه‌سازی» نیاز داشت، به سکوت و تکرار پناه برد.

 

اما حقیقت تلخ‌تر از این‌هاست: کسانی که دشمنی با دین داشتند، دست‌کم انسان امروزی را شناختند. آنان فهمیدند انسان امروز پیش از استدلال، تشنه‌ی تعلق و تجربه است. فهمیدند که زیبایی، فقط تزئین نیست؛ بخشی از حقیقت است. فهمیدند که انسان جدید با زبانی چندحسی و چندلایه سخن می‌گوید. آن‌ها به جای خطابه، زیست‌جهان ساختند. جهانی که در آن آزادی، هویت، جذابیت، تجربه و لذت در قالب‌هایی قابل لمس ارائه شد. و از همین‌جا بود که روایت‌های سطحی، شوق نسل جدید را ربودند؛ شوقی که اگر با زبان حقیقی تشیع همراه می‌شد، می‌توانست به جان آنان ریشه بدواند.

از سوی دیگر، سانسور و تک‌صدایی نیز باعث شد اندیشه‌های ژرف شیعه در طول تاریخ هرگز به‌طور کامل به جهان نرسد. بسیاری از آزاداندیشان، متفکران و مفسران نوآور در سکوت حذف شدند. کتاب‌ها پنهان شد، ایده‌ها خاموش شد، و روایتی رسمی و تک‌بعدی از تشیع شکل گرفت که با روح اصیل‌ این مکتب ـ که همیشه معترض، آزاد، عدالت‌محور و حقیقت‌جو بوده ـ نسبتی نداشت. جهان چهره‌ای از تشیع دید که بیشتر محصول سانسور بود تا محصول سنت.

امروز اما، برای نخستین‌بار در تاریخ، جهان آماده‌ی شنیدن ترجمه‌ی جدید است. ترجمه‌ای که نه محافظه‌کار است، نه شورشی کور؛ترجمه‌ای که نه حقیقت را تحریف می‌کند، نه آن را در قالب‌های پوسیده حبس.

ترجمه‌ی جدید یعنی بازگشت به سرچشمه، با زبانی مناسب جهان امروز.یعنی فهم روان انسان معاصر و پیوند معنویت با تجربه‌گری.یعنی پذیرش اینکه زیبایی می‌تواند حامل حقیقت باشد.یعنی اینکه عقل، قلب و تخیل باید کنار هم بنشینند.یعنی اینکه دین امروز باید روایت شود، نه تحمیل.باید دیالوگ ایجاد کند، نه دستور.باید انسان را بزرگ کند، نه کوچک.

این ترجمه باید بتواند زخم‌های نسل جدید را لمس کند: زخم بی‌معنایی، زخم تنهایی، زخم اضطراب، زخم انزجار از ریاکاری، زخم فاصله‌ی میان خواسته‌های درونی و ساختارهای بیرونی.

اگر دین نتواند به این زخم‌ها پاسخ دهد، نه شنیده می‌شود، نه پذیرفته.

 

نسل امروز از دین فرار نکرده است؛ از بازنمایی بد دین فرار کرده.از روایت‌های بی‌جان، از زبان بی‌زیبایی، از سخنانی که با پوست و استخوان زندگی‌اش نمی‌خواند.

ترجمه‌ی نوین تشیع باید راهی باشد به سمت بیداری دوباره‌ی معنا؛نوعی بازگشت، اما نه به گذشته، بلکه به «روحی که گذشته را آفرید».بازگشت به جوهره‌ای که می‌گوید:«حقیقت، اگر در برابر قدرت نایستد، حقیقت نیست.»«معنویت، اگر در رنج انسان حضور نداشته باشد، معنویت نیست.»

«آزادی، اگر از اختیار انسان دفاع نکند، آزادی نیست.»

 

ترجمه‌ی جدید یعنی احیای سنت، نه دفن آن.یعنی آینده‌نگری، نه گذشته‌پرستی.یعنی پیوند فلسفه با احساس، و پیوند اخلاق با زیبایی‌شناسی.یعنی روایت یک مکتب، نه تدریس یک متن.یعنی زبانی که با انسان سخن بگوید، نه با قالب‌ها. و روزی که این ترجمه شکل گیرد —نه فقط نسل امروز، بلکه نسل‌های آیندهدوباره تشیع را کشف خواهند کرد؛نه به‌عنوان میراث، بلکه به‌عنوان حقیقتی زنده. چیزی که در جستجوی معنا، در نبرد با پوچی، در تلاش برای عدالت، و در نیاز به زیبایی، همچنان ضروری است.

مقالات شهروندان

این مطلب چقدر مفید بود؟

ضرورتِ «ترجمه‌ی جدید» از تشیع در عصر انسان سرگشته ضرورتِ «ترجمه‌ی جدید» از تشیع در عصر انسان سرگشته
میانگین امتیاز 0 /5 از 0 کاربر

نظر خود را برای ما بنویسید

کامنت ها

مطالب مرتبط

گر گُل است اندیشه تو، گُلشنی  مروری بر نظریه رفتار درمانی عقلانی – هیجانی  نوشته علیرضا عباسی مقالات شهروندان
گر گُل است اندیشه تو، گُلشنی مروری بر نظریه رفتار درمانی عقلانی – هیجانی نوشته علیرضا عباسی
  • 1405-04-29

«رفتار درمانی عقلانی - هیجانی» نظریه‌ای روان‌‎شناختی است که در دهه ۱۹۵۰ میلادی توسط آلبرت الیس روان‌ ...

مشاهده مطلب
کی‌یرکگارد رویاروی هگل (پایان رؤیای سیستم‌سازی) علیرضا عباسی مقالات شهروندان
کی‌یرکگارد رویاروی هگل (پایان رؤیای سیستم‌سازی) علیرضا عباسی
  • 1405-04-20

این مقاله فشرده‌ای است در باب رویارویی سورن کیرکگور پدر تفکر اگزیستانسیال با هگل فیلسوف نامدار آلمان ...

مشاهده مطلب

شهر فلسفۀ ایران محیطی است برای زندگی در پرتو دانش فلسفی. زندگی‌ای که می‌کوشد اخلاقی، اندیشیده و زیبا باشد، در افقی فلسفی که همواره به‌سوی سه ایده‌آل حقیقت و خیر و زیبایی در‌حرکت است. دروازه‌های این شهر به روی همگان گشوده است زیرا فلسفه چیزی نیست جز دانش همگان برای همگان.

ارتباط با ما
  • تلفن : 02122053556 - 09361135000
  • آدرس :تهران : بلوار نلسون ماندلا شمالی.خیابان گلدان .پلاک 5 زنگ 3
دسترسی سریع
  • درباره ما
  • تماس با ما
  • اخبار
  • مقالات فلسفه